العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

182

شرح كشف المراد ( فارسى )

3 - ممكن است مراد از نظر ، معرفت تام و عين اليقين باشد يعنى ما انسانها در اين دنيا حق را پذيرفته‌ايم ولى مطلب وجدانى نشده امّا در قيامت واقعيات منكشف شده و انسان يقين وجدانى پيدا مىكند . حال طبق هر يك از توجيهات سه‌گانهء فوق آيه از ما نحن فيه اجنبى است . دليل سوم : استدلال كرده‌اند به آيه 143 سورهء اعراف : وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي . كيفيت استدلال : خداوند طبق اين آيه ديدن خود را بر استقرار جبل يعنى سكون يك متحرك معلق ساخته يعنى اگر اين كوه متحرك در جاى خود استقرار يافت و ساكن شد مرا خواهى ديد و ترديدى نيست در اينكه استقرار جبل امرى ممكن است زيرا هر جسمى امكان سكون و استقرار دارد و المعلق على الممكن ممكن پس رويت خداوند ممكن است . جواب ما : اتفاقا آيه شريفه رؤيت خداوند را بر محال معلق ساخته نه بر ممكن و بعبارت ديگر ما نحن فيه از باب تعليق بر محال است نه تعليق بر ممكن و آن امر محال عبارتست از استقرار و سكون جبل درحالىكه متحرك است و هذا محال چون موجب تناقض است كه چيزى در همان آن كه متحرك است ساكن باشد و آيه شريفه فرموده اگر كوه در حال حركت استقرار و سكون يافت مرا مىبينى نه اينكه بفرمايد : اگر اين كوه روزى ساكن شد امّا نه در حال حركت مرا خواهى ديد . نظير اينكه به كسى بگوئيم : اگر پشت گوشت را ديدى مرا خواهى ديد يا اگر زبانت به نوك بينىات رسيد دستت به من خواهد رسيد كه اين امور از باب تعليق بر محال است نه بر ممكن و المعلق على المحال محال پس اشاعره